كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

637

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ ياد كن چون بازگشت كردند جوانان و منضم شدند إِلَى الْكَهْفِ بغار جيرم فَقالُوا پس گفتند رَبَّنا آتِنا اى پروردگار ما بده ما را مِنْ لَدُنْكَ از نزديك خود رَحْمَةً بخششى يعنى آمرزش يا روزى يا امن از عدو وَ هَيِّئْ لَنا و مهيّا ساز براى ما مِنْ أَمْرِنا از كار ما كه مفارقت كفّار است رَشَداً راستى و نكوئى و صواب فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ پس نهاديم ما بر گوشهاى ايشان حجابى كه سخن نشنوند يعنى بخوابانيديم ايشان را فِي الْكَهْفِ در غار سِنِينَ عَدَداً سالهاى ذات عدد يعنى شمرده ثُمَّ بَعَثْناهُمْ پس برانگيختيم يعنى بيدار كرديم ايشان را لِنَعْلَمَ تا ببينيم آنچه بعلم ازلى دانسته‌ايم يعنى تا بدانند بندگان ما كه درين قصّه أَيُّ الْحِزْبَيْنِ كدام از دو گروه مراد اهل كتابين‌اند يا مؤمن و كافر يا متقدمين و متأخرين و بر هر تقدير معلوم گردد كه كدام ازينها أَحْصى شمار نگاهدارنده‌تر است لِما لَبِثُوا أَمَداً مر اندازه مدتى كه درنگ كردند ايشان در غار يعنى دانسته شود كه ضبط زمان لبث ايشان كدام گروه كرده‌اند و شماره كه راست‌تر است نَحْنُ نَقُصُّ ما قصّه مىكنيم يعنى مىخوانيم عَلَيْكَ بر تو كه محمدى نَبَأَهُمْ خبر ايشان را بِالْحَقِّ به راستى إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ به درستى كه ايشان جوانان بودند كه از روى صدق آمَنُوا بِرَبِّهِمْ ايمان آوردند به پروردگار خويش وَ زِدْناهُمْ و بيفزوديم هُدىً راه نمودنى يعنى ثبات و يقين وَ رَبَطْنا و ببستيم عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان يعنى استوار ساختيم دل ايشان را و قوت داديم بر اظهار حق و جرات ارزانى داشتيم در رد سخن بر دقيانوس إِذْ قامُوا چون بايستادند در پيش وى و ايشان را به پرستش بت دعوت كرد فَقالُوا پس گفتند رَبُّنا پروردگار ما رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آفريدگار آسمانها و زمينها است لَنْ نَدْعُوَا هرگز نخواهيم پرستيد مِنْ دُونِهِ بجز وى إِلهاً معبودى لَقَدْ قُلْنا به خداى كه گفته باشيم إِذاً آن هنگام كه ديگرى را پرستيم شَطَطاً سخن خطا و دروغ .